الشيخ علي الكوراني العاملي (مترجم: مسلم خاطرى)
49
شرح زيارت آل ياسين (فارسى)
كه با او بيعت كنند ! وهابى ها نيز معتقد بودند از آن روى كه محمد بن عبدالوهاب عهده دار به پاداشتن دين و رودر رو شدن با خلافت عثمانى شده ، پس حق رهبرى بر امت را دارد و بر امت نيز واجب است كه با او بيعت كنند . حتى وقتى كه عبدالصاحب دخيل أبوعصام ; تحت تاثير افكار اخوان المسلمين ، حزب ( ( الدعوة الاسلامية ) ) را تاسيس كرد ، او هم معتقد بود همين كه عهده دار دعوت به سوى دين شده ، پس شرعا حق رهبرى امت را دارد ؛ دقيقا همان گونه كه حسن البنا معتقد بود . أبوعصام معتقد بود كه رهبر نهضت يا كانديداى خلافت ، بايد از فقها كمك بگيرد و از بين فتاواى آنان ، هر فتوايى را كه احساس كرد با مصالح دعوت اسلامى سازگار است ، انتخاب كند . وى با درخواستش از شهيد صدر براى نگارش كتاب ( ( الاسس الاسلامية ) ) ، به همين انديشه عمل كرد . در آن كتاب آمده بود كه : حزب الدعوة ، انديشه اى را پايه گذارى مىكند كه هم توبه مرتد ملى را قبول مىكند و هم مرتد فطرى را . همه نهضت هاى اسلامى چنين معتقدند كه آنان مشروعيتشان را از خود نهضت و حركتشان كسب مى كنند و بر تمام امت واجب است كه با آنان بيعت كرده و از آنان اطاعت كنند . اما اشكالى كه هيچ جوابى نزد آنان ندارد اين است : چرا و چگونه فكر مى كنيد كه خداوند متعال ، برپاداشتن دين و دعوت به آن را واجب كرده باشد اما اين كار را بدون هيچ سرپرستى رها كرده باشد ؟ آيا قابل تصور است كه خداوند تعالى دينى را نازل فرمايد و سپس به پيروان آن دين بگويد : هر كس از شما كه توانست اين دين را برپا نگهدارد ، همو رهبر شرعى شما باشد و او